محمد الريشهري
509
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)
مىدانيم كه ضمير " هُوَ " براى مفرد غايب به كار مىرود . اين ضمير در قرآن و احاديث ، درباره خدا به كار رفته است و برخى مفسّران ، اين ضمير را از نامهاى خدا دانستهاند . بر اين پايه ، ضمير " هو " ، بيانگر صفت غايب بودن خداست . در برخى احاديث و ادعيه ، درباره خدا جمله " يا هو " به كار رفته است كه در اين جمله ، شاهد بودن و حاضر بودن خدا با غايب بودن او گِرد آمده است . قرآن " و از روى دانش به آنان گزارش خواهيم داد ، و ما [ از احوال آنان ] غايب نبودهايم " . حديث 1340 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : ظاهر توحيد در باطن آن ، و باطن آن در ظاهر آن است . ظاهر آن ، وصف شدهاى است كه ديده نمىشود ، و باطن آن ، موجودى است كه پنهان نمىمانَد . در هر مكانى جُسته مىشود و هيچ مكانى ، ديده بر هم زدنى ، از او خالى نمىگردد . حاضرِ نامحدود و غايبِ از بين نرفته است . 3 / 44 غافر ، غفور ، غفّار واژهشناسى " غافر " ، " غفور " و " غفّار " صفت " غافر ( آمرزنده ) " ، اسم فاعل است و صفتهاى " غفور ( آمرزگار / بسيار آمرزنده ) " و " غفّار ( آمُرزگار / بسيار آمرزنده ) " نيز دو ساخت مبالغه به معناى " غافر " و همگى برگرفته از مادّه " غفر " هستند كه بر " پوشاندن " و " در پسِ پرده افكندن " دلالت دارد .